توده ایسم وسنتهایش در جنبش کمونیستی ایران!
در حاشیه مواضع حزب کمونیست کارگری ایران در مورد جنبش سبز
اسماعیل مولودی
مقدمه
در تاریخ جنبش کمونیستی همیشه پوپولیسم و سیاستهای غیر کارگری احزاب عاملی بوده اند که طبقه کارگر را به مسلخ سرمایه هدایت کرده و میکنند. ریوزیو نیسم که اسم ایرانیش توده ایسم در جنبش کمونیستی ایران است با تجدید نظر در بنیادهای تفکر کمونیستی مارکس تاریخا به نیروی پشت جبهه بورژوازی خودی تبدیل شده و در مقاطع مختلف خیانت خود به طبقه کارگر را به نمایش گذاشته است. توده ایسم سابقه دهها ساله در جنبش سیاسی ایران دارد و منبع ارتزاقش تز های استالینیستی و جنبش های هوادار شوروی سابق در اروپا و آمریکاست. این جنبش دارای سنت خود و شیوه تشکیلاتی بر بنیاد سرمایه داری دولتی است؛ سنتش بر پایه ریا و اغراق گویی، از نظر تشکیلاتی عقب افتاده و بر روش فئودالی، بنیاد گرفته و بجای دفاع از جنبش کارگری دنیاله رو برنامه بورژوازی برای اصلاحات بوده و هست. اسم رمز توده ایسم؛ خلق، مردم و اتحاد بدون در نظر گرفتن جایگاه طبقاتی است. توده ایسم روی دیگر سکه پوپولیسم است که در جنبش کمونیستی سه دهه اخیر منصور حکمت بدرستی نقش و جایگاه این تفکرهای غیر کارگری را توضیح و تشریح کرده است. توده ایسم بجای به قدرت رساندن طبقه کارگر، طبقه کارگر و نیروی تشکیلاتی اش را به دنباله رو حرکتهای عموم خلقی و بورژوایی هدایت میکند. این سنت سالوس و ضد کارگری بدلیل وجودش در جامعه و در جنبش سیاسی ایران و جهان هر دوره نیروی تازه ای میگیرد و در تند پیچهای تاریخی معین نقاب از چهره اش بر داشته میشود و صریحا با بورژوازی خودی همجهت میگردد. وقتی جنبش سرنگونی شاه در ایران پاگرفت توده ای ها عصای دست خمینی شدند و در سرکار آوردن و سازمان دادن حکومتی، مشاور و رایزن خمینی بودند. توده ای ها خمینی را صرفه نظر تعلق طبقاتی، اعتقادات و خط سیاسی اوراعلیه امپریالیسم آمریکا میدانستند و تقویتش کردند. فرزند نا خلف حرب توده فداییان اکثریتی مشاور سپاه پاسداران در سرکوب جنبش کردستان شدند. جهتگیری سیاسی توده ای ها و فدائیان اکثریت این بود که خمینی پایگاه توده ای دارد، خمینی ضد امپریالیسم و خودی است. توده ای ها و عواملشان ساده لوحانه فکر میکردند شریک در قدرت خواهند شد. اما وقتی خمینی قدرت گرفت و جمهوری جنایت و ترور اسلامی را بنیاد نهاد، (به کمک توده ای ها، فدائیان اکثریت و رنجبران اعوان و انصار ریویزنیستی دیگر) وقتی خمینی و حکومت اسلامی توانستند مخالفین خود و کارگران را سرکوب کنند. سراغ نوکران توده ای و اکثریتی رفتند، تا جایی که تئوریسنهای توده ای؛ مثل احسان طبری و رهبرانی مثل کیانوری قربانی راه خیانت خود شدند. سرنیزه ای که خمینی بکمک توده ای ها در دل مبارزات مردم و اعتراضات کارگران کرد،اینبار خمینی آنرا در دل توده ای و اکثریتی های خائن کرد. این سزا و پاداش نوکر صفتی سیاسی است.
مبارزات اخیر و توده ای های جدیددر طول تاریخ مبارزه کارگران و مردم زحمتکش همیشه جریانات راست و ضد کارگری یکی از جدی ترین موانع پیشرفت جنبش آزادیخواهانه مردم و کارگران بوده اند. همیشه تلاش کرده اند توده کارگر را دنباله رو اضلاح طلبی های بورژوا ها کنند و صرف نظر از جهتگیری طبقاتی خالصانه به لشکر بورژوازی تبدیل شده اند.
در ایران مبارزات کارگران، دانشجویان و مردم سرنگونی طلب در چند سال اخیر دور جدیدی از تاریخ مبارزه خودرا آغاز کرده اند، بطوری که باعث انشقاق در کمپ دشمن طبقاتی شان یعنی جمهوری اسلامی شده اند. بعد از 22 خرداد 1388 و مسئله انتخابات ریاست جمهوری دلیلی شد که تنشهای رو در روی مردم با جمهوری اسلامی جدی تر و علنی تر شود. این مقطع تند پیچ جدی برای عیان شدن هر چه بیشتر جریانات غیر کارگری و دنباله روان بورژوازی اصلاح طلب شد. حزب کمونیست کارگری ایران با توجه به حرکتهای چند سال اخیرش (موضع گیری این حزب در مورد مسئله آذربایچان در سال 2005، هم نظر شدن با جریانات ناسیونالیسم در مسائل کردستان، از حزب کمونیستی به حزب مسلمانان سابق تنزل یافتند و اخیرا مجیز گوی سبز های میر حسین موسوی و مهدی کروبی شده اند) و چرخیدن به راست جهتگیری سیاسی و بورژوایی خودرا به نمایش گذاشت. این حزب و رهبریش با توجه به موضعگیری سیاسی شان در مورد مبارزات اخیر حیات تازه ای به جنبش غیر کارگری توده ایسم داده اند. رهبران این حزب مثل سالهای 1359 و 1360 که توده ای ها و فدائیان اکثریت دنباله رو امام شدند، اکنون حمید تقوایی وحزبش همان راهی را دارند می پیمایند که اسلاف توده ایشان پیموندند. حمید تقوایی و رهبران گزاف گوی حزب کمونیست کارگری با کله به ارتش توده ایسم پیوسته اند.حمید تقوایی سر از پا نشناخته خودرا به جنبش سبز میر حسین موسوی و آقای مهدی کروبی تسلیم کرده است، با همان شتابی که کیانوری دست امام جماران را میبوسید و برایش جاسوسی میکرد. ماهیت میرحسین موسوی و کروبی بر کسی پوشیده نیست. موسوی و کروبی مشغول دعوای خانوادگی اسلامی خود هستند و ربطی به جنبش سرنگونی طلب در ایران ندارند. جنبشی که خواستار سرنگونی نظام جمهوری اسلامی است ربطی به سبز نمای میرحسین موسوی ندارد. در تقابل با خواست سرنگونی جمهوری اسلامی که هویت شعار اعتراضات اخیر است، جنبش سبز موسوی تلاش میکند خودرا از جنبش سرنگونی نظام اسلامی جدا کند. میر حسین موسوی و مهدی کروبی هر دوره محکم تراز روزهای قبل، متعهد بودن خود به نظام اسلامی و جمهوری اسلامی را تاکید میکنند. این یعنی ماندگارر شدن حاکمیت سرمایه، ماندگار شدن آپارتاید جنسی در ایران و ماندگار شدن حکومت مذهبی ترور و کشتار در ایران. هر کسی که به اندازه یک جو به طبقه کارگر ایران خودرا متعلق بداند میداند جنش سبز موسوی کجا ایستاده است. اما متاسفانه غالب شدن خط توده ای بر سیاست و جهتگیری رهبران حزب کمونیست کارگری نمیخواهد این واقعیت را ببیند. تحت نام مردم ، اتحاد رهبری حزب کمونیست کارگری سیاست توده ای خودرا پیش میبرد. چطور خمینی با همکاری حزب توده توانست جنبش آزادیخواهی در ایران را بعد از سرنگونی نظام پادشاهی صاحب شود. حال حمید تقوایی میخواهد راه خائنانه حزب توده را برود و زیر قبای مهدی کروبی و در سایه ته ریش میر حسین موسوی پرچمدار خیانت به جنبش کارگری و جنبش سرنگونی طلب شوند. حمید تقوایی در مصاحبه تلویزیونی،( تلویزیون حزبش) در 13 مرداد 1388 میگوید؛ تا زمانی که میر حسین موسوی علیه خامنه ای است ما ازش حمایت و پشتیبانی میکنیم. درست کیانوری هم میگفت تا زمانی که خمینی ضد امپریالیسم است ما ازش حمایت میکنیم. رهبران توده ای شده حزب کمونیست کارگری یک شبه به این راه نرسیده اند. این راه از زمان پلنوم 24 این حزب در نوامبر 2005 وقتی که نظر راست در مورد اوضاع سیاسی ایران و بی مسئولیتیشان در مورد اعتراضات کارگران و رانندگان شرکت واحد ارائه داند، شروع خط توده ای رادر حزبی که منصور حکمت ساخته بود، بنیاد نهادند. در همان پلنوم سیاستهای راست و پوپولیستی حمید تقوایی مورد نقد قرار گرفت، اما با سکوت و پس گرفتن قطعنامه ها ی نقد شده در پلنومهای 24 و 25 حمید تقوایی و گروهش خودرا برای کودتا در پلنوم 26 سازمان دادند. حمید تقوایی و همپالگی هایش توانستند با کودتا و سرکوب و راه انداختن جدل انلاین ادبیات وسیاست توده ای را به سنت سیاسی حزبشان تبدیل کنند. حال راحت تر میتوانند خودرا تسلیم جنبش سبز میرحسین موسوی کنند. زمانی که حمید تقوایی امضا جمع میکرد و قطعنامه برایش نوشتن که او هم در افزوده دارد؟؟!! . درافزوده های آقای تقوایی شروع راه توده ای شدن امروز حزبش است و رهبری خائن حزب کمونیست کارگری فساذ سیاسی خودرا رسما در حزب از پلنوم 26 شروع کردند و امرز که مجز گوی موسوی هستند، برای من و هزاران کمونیست در جنبش کمونیسم کارگری ایران آشکار و روشن است. حمید تقوایی یک شبه به راه کیانوری مرحوم نگرویده، بلکه نتیجه منطقی سیاست غیر کارگری و پوپولیستی اش امروز دیگر پلاتفرم خودرا دارد. همسو شدن با موسوی و کروبی یعنی پشت کردن به جنبش کارگری و خیانت به جنبش سرنگونی طلبی در ایران. فرزند خلف حزب کمونیست کارگری در اروپا جریان وابسته به کلتور رلاتیویسم و عاشقان نسبیت فرهنگی است که بنام اکس مسلم یا کهنه مسلمانها هستند. جریان اکس مسلم بیشتر نقش گروه تدارکات حزب کمونیست کارگری ایران "توده ای های جدید" را بازی میکنند که هر از چند صباحی به جوله میروند و تدارکات پشت جبهه باند رهبری را تامین میکنند. یعنی از نظر جایگاه سیاسی طبقاتی حزب کمونیست کارگری ایران خودرا از نظر فرهنگی و اجتماعی آماده کرده است تا همکار میرحسین موسوی و نجبای جنبش اسلامی جدید باشند. جدل آنلاین دقیقا مثل روزنامه نامه مردم و روزنامه رسالت اما از نوع انترنتی اش کار میکند. و گروه کهنه مسلمانان " همان اکس مسلم بزبان اروپایی" جای انجمن های دور و بر رهبری هستند. حتما در دور آینده آقایان رهبری حزب کمونیست کارگری ایران به سازمانها و گروههای کارگری هم لقب ترپچه های پوک خواهند داد. زیرا سلف اصلی شان"حزب توده" در زمان انقلاب 1357 همگی سازمانها و جنبشهای کارگری را به این نام لقب داده بودند. بهر حال آقای حمید تقوایی و رهبری حزب کمونیست کارگری ایران چند سالی است شروع کرده اند ولی هر روزه خودرا بیشتر آماده میکند تا شریک سفره اصلاح طلبان حکومتی جمهوری اسلامی شوند. اما علیرغم این کج اندیشی ها مبارزه طبقاتی صف قدرتمند خودرا در هر حرکتی آبدیده تر میکند.. .زنده
باد جنبش کمونیسم کارگریاسماعیل مولودی
29 سپتامبر 2009
هفتم مهر 1388